ابراهيم عاملي ( موثق )

213

تفسير عاملي ( فارسي )

بگو آنچه پاكيزه و پسند است حلال بر شما است و نيز آنچه را حيوانات شكارى براىتان گرفتند بخوريد اگر آنها را بروشى كه از راه خرد خدا بشما آموخته است شما آنها را آموخته باشيد [ كه برگرفتن و آوردن شكار آموخته و خوى گرفته باشند ] و نام خدا بر آنچه شكار شده ببريد و از خشم خدا پرهيز كنيد كه البتّه او زود به شمار هر كارى رسد . [ و گر تا كنون نميدانستيد اكنون بدانيد ] امروز آنچه پاكيزه است بر شما روا شد و هم خوردنىهاى يهوديان و مسيحيان بر شما حلال است و خوردنيهاى شما بر آنان حلال بود . و نيز همسرى با زنان مؤمن پارسا و تا ان زنان پارسا كه پيش از شما كتاب آسمانى براىشان آمده روا باشد اگر مهرشان بپردازيد و بپاكدامنى باشيد نه ببدكارى و در نهان دوستى و آنكه [ از اين فرمانها سر پيچيد ] كافر به دين و آئين شده است و آنچه كرده است نابود بود و بجهان ديگر از زيانديدگان باشد . سخن مفسّرين : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ » 3 طبرى : يعنى هر حيوان حلال گوشت كه خون جهنده دارد چه پرنده باشد يا چرنده ، ولى اگر خود بميرد بى وسائل تذكيت شرعى خوردنش حرام است ، و مقصود از « دم » هر خونى است كه روان باشد ، ولى خون بسته مثل سپرز و كبد كه همانند گوشت است و همچنين خونى كه در ميان گوشت است حرام نيست . مجمع : بعضى گفته‌اند : « ميتة » هر حيوانى است كه خود بميرد اگرچه خون جهنده نداشته باشد ، و روايت شده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : دو مردار است كه حلال است ، ملخ و ماهى ، و امّا خون مقصود آن است كه روان باشد و از بدن حيوان بيرون آيد ، و عربها آن عضو شكم حيوان را كه به شكل روده و پر از پشكل است « چرب روده » از خون پر ميكردند و كباب ميكردند و ميخوردند ، و هم در سال هاى سخت شتر را رگ ميزدند و خون آن را ميخوردند ، اين است كه خوردن خون حرام شد ، امّا گوشت خون آلود و كبد حلال است ، و طحال « سپرز » از علىّ ( ع ) و ابن مسعود نقل شده است كه حلال است ولى فقهاى شيعه همگى آن را حرام